السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

588

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( جيم ) جمال الهى است و ( دال ) دين خداست ، امّا در ( هوّز ) ، ( هاء ) هول و وحشت جهنّم ( واو ) ويل و هلاكت اهل آتش و ( زاء ) زفير و صوت جهنّم است ، امّا ( حطى ) يعنى خداوند خطاياى توبه‌كنندگان را احباط كرده و محو مىكند و ( كلمن ) كلام الهى است كه هرگز تغيير و تبديل نمىپذيرد و ( سعفص ) يعنى هر عملى صاع به صاع و پيمانه به پيمانه مطابق عدل جزا داده مىشود و ( قرشت ) يعنى خداوند مردم را از گوشه و كنار جمع نموده و محشور مىسازد ، در اينجا معلّم گفت : اى زن ، دست كودكت را بگير و از اينجا برو ، او احتياجى به معلّم ندارد . ( الامالى ) با استناد به امام صادق ( ع ) مىنويسد : رسول خدا ( ص ) فرمود : حضرت عيسى ( ع ) از كنار قبرى گذشت كه صاحب آن در حال عذاب بود ، سال بعد هنگام عبور از كنار آن قبر مشاهده كرد كه عذاب او بر طرف شده ، به درگاه الهى عرضه داشت : خدايا علّت رفع عذاب صاحب اين قبر چيست ؟ خداوند متعال به او وحى كرد : اى روح اللَّه ، اين مرد فرزندى صالحى داشت كه اين پسر راهى را آباد كرد و يتيمى را پناه داد و من به سبب عمل فرزندش او را مشمول مغفرت و عفو خود قرار دادم ، سپس فرمود : عيسى بن مريم ( ع ) به يحيى بن زكريّا ( ع ) گفت : اگر متوجّه نعمت و دارايى خود شدى ، بدان مرتكب گناهى شده‌اى و به درگاه الهى استغفار كن و اگر متوجّه فقدان و فقرى در خود شدى ، بدان اين فقر حسنه‌ايست كه در نامهء عملت ثبت شده و از بابت آن ناراحت نباش . در مواعظ مسيح ( ع ) آمده است : اى دانشمندان بد سيرت بدانيد كه امر الهى مطابق آرزو و اختيار شما نيست ، بلكه براى مرگ زاد و ولد مىكنيد و براى خرابى آباد مىسازيد و براى وارث خود آماده مىكنيد و به حقيقت به شما مىگويم كه موسى ( ع ) به شما فرمان داد كه هرگز به نام خدا سوگند دروغ نخوريد ، و من مىگويم هرگز به نام خدا سوگند راست هم نخوريد ، بلكه نعمات الهى را به ياد آوريد ، اى بنى اسرائيل همواره از نان جوين و سبزيجات بيابانى تناول كنيد و از خوردن نان گندم حذر كنيد كه بيم دارم نتوانيد شكر آن را بجاى آوريد . ( علل الشرائع ) از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند كه رسول خدا ( ص ) فرمود : برادرم عيسى بن مريم از شهرى عبور مىكرد در آنجا زن و مرد صالحى را ديد و از آنها در بارهء احوالشان پرسش كرد ، مرد گفت : اى رسول خدا ، اين همسر من زن شايسته